ارث به این معنی است که هر زمان فردی فوت می کند و اموالی داشته باشد باید در خصوص آن اموال تعیین و تکلیف بشود بنابراین افرادی که در زمان فوت فرد زنده هستند طبق طبقات ارث وارث متوفی شناخته می شوند و به نسبت سهم الارث تعیین شده در قانون مالک اموال متوفی می شوند.
موجبات ارث
1-نسب 2- سبب
اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند:
1-پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد؛
2-اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها؛
3-اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها.
در قرابت نسبی نظام طبقاتی حکومت دارد بدین بیان که خویشان نسبی وارث به چند طبقه ی متمایز تقسیم می شوند و گروهی که در طبقه ی مقدم است بر خویشان طبقه ی بعد رجحان دارند.
اشخاصی که به موجب سبب ارث می برند:
هر یک از زوجین دایمی است که در حین فوت دیگری زنده باشد.
حقوق و دیون بر ترکه
ماده 869 ق م:حقوق و دیونی ک به ترکه ی میت تعلق می گیرد و باید قبل از تقسیم آن اداء شود از قرار ذیل است:
1-قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است.
2-دیون و واجبات مالی متوفی
3-وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ی ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه ی آنها.
اگر ورثه قبل از تصفیه ترکه و ادای دیون؛تقسیم ترکه کنند هرکدام به نسبت سهم الارث خود مسئول ادای دین است و اگر بعضی از وراث معسر باشند سایر ورثه به نسبت سهم الارث مسئولند.
هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان می توانند آن را برهم زنند.حکم عدم نفوذ ناظر به تصرفات ناقل از قبیل فروش و صلح و هبه است که از وثیقه ی عمومی طلبکاران می کاهد و شامل قرارداد های مربوط به اداره ی ترکه مانند اجاره و تعمیر نمی شود.
موانع ارث
1-قتل 2- کفر 3- لعان 4-حجب
قتل عمد
کسی که مورث(کسی که از او ارث می برد) خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می شود اعم از اینکه بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.
اگر به دستور یا تلقین وراث؛دیوانه یا حیوانی مورث را بکشد اثر آن مانند مباشرت است ولی اگر مأمور عاقل و کبیر باشد در قوت سبب تردید می شود و همیشه یکسان نیست.
رضایت مقتول برای شرکت در اقدامی که به منظور قتل انجام می پذیرد مانع از عمدی بودن قتل نیست مانند دوئل با شمشیر یا تپانچه.
قتلی که به دستور مورث و برای رهایی او از درد و رنج و بدنامی صورت پذیرد یا در اثر قطع عضوی باشد که به امید بهبود مورث انجام شده است سبب حرمان از ارث نیست.
در موردی که وارث قصد قتل ندارد ولی به عمد کاری انجام دهد که به طور معمول کشنده است یا نسبت به مورث و شرایط او کشنده محسوب شود و وارث از آن آگاه باشد قتل در حکم عمد است و چنین قاتلی نیز از ارث محروم است.
اگر وارثی به قصد کشتن مورث به او ضربه ای بزند که در اثر آن به بیماری مبتلا شود و بمیرد کار او قتل عمد و مانع ارث است.
همچنین شخصی که حاجب خود را به انگیزه ی ارث بردن بکشد یا حمل را سقط کند قتل عمد محسوب شده و مانع ارث است.
قتل غیر عمد
قتل عمد در صورتی مانع از ارث است که نامشروع باشد پس قتلی که به حکم قانون و در دفاع مشروع صورت پذیرد مباح است و اثر متعارف در حرمان از ارث را ندارد.منتها لزوم تناسب میان تجاوز و دفاع باید در نظر گرفته شود.
اگر پدری پسر را به قصد تأدیب بزند و پسر در اثر ضربه ی ناگهانی بمیرد پدر از ارث او محروم نمی شود مشروط بر اینکه ضربه نوعاً کشنده نباشد.
کفر
کافر از مسلمان ارث نمی برد و اگر در بین ورثه ی متوفای کافری؛مسلم باشد وراث کافر ارث نمی برند اگرچه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.
در موردی که از میان وارثان کافری یک تن ادعای مسلملت شدن کند اقرار او برای محروم ساختن سایر وارثان کافی نیست و دادگاه با توسل به قراین و شهادت گواهان باید اسلام مدعی را احراز کند.
کفر و ایمان در زمان تحقق ارث معیار است پس اگر وارثی بعد از تملک ترکه و پیش از تقسیم آن کافر شود از ارث محروم نیست.
مسلم از کافر ارث می برد همچنین کافر از کافر
اگر فرزند مسلمانی کافر شود و نواده ها او مسلمان باشند نواده ها از پدربزرگ ارث می برند.
لعان
بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی برند لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می برند.
هرگاه پدر بعد از لعان رجوع کند؛پسر از او ارث می برد ولی پسر از ارحام پدری و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی برند.
حجب و انواع آن
حجب حالتی وارثی است که به واسطه ی بودن وارث دیگر از ارث بردن کلاً یا جزئاً محروم می شود.
1-حجب حرمانی:آن است که وارث از اصل ارث محروم می گردد مثل برادرزاده که به واسطه بودن برادر یا خواهر متوفی از ارث محروم می شود یا برادر ابی که با بودن برادر ابوینی از ارث محروم می گردد.
2-حجب نقصانی:آن است که فرض وارث از حد اعلی به حد ادنی نازل می گردد مثل حصه ی شوهر از نصف به ربع در صورتی که برای زوجه اولاد باشد؛و همچنین تنزل حصه ی زن از ربع به ثمن در صورتی که برای زوج او اولاد باشد.
دادخواست فروش و تقسیم ترکه و مدارک آن
در صورت تعدد ورثه و در بیشتر مواقع در صورت اختلاف بین وراث جهت تقسیم ترکه هر یک از آنها می توانند از دادگاه درخواست تقسیم سهم خود را از سهم سایر ورثه بخواهند.البته لازم است بدانید برای ثبت دادخواست و رسیدگی به موضوع تقسیم ترکه باید مدارک مربوط به انحصار وراثت و پرداخت مالیات بر ترکه و گواهی فوت مورث ضمیمه دادخواست گردد بنابراین قبل از اقدام به امر تقسیم ترکه باید رأی دادگاه مبنی بر انحصار وراثت و امور مالیات ترکه انجام گردد.
درخواست تقسیم باید کتبی و مشتمل بر موارد نام و مشخصات درخواست کننده و متوفی و ورثه و اشخاص دیگری که ترکه باید بین آنها تقسیم شود و سهام هر یک از ورثه باشد.
طبق قانون و آنچه عموم مردم می دانند ارث پسر دو برابر از دختر می باشد و تقسیم طوری به عمل می آید که برای هر یک از ورثه از هر نوع اموال حصه ای معین شود و اگر بعضی از اموال بدون زیان قابل تقسیم نباشد ممکن است آن را در سهم دیگران منظور نمود و اگر تعدیل محتاج به ضمیمه ی پول یا اموال باشد به ضمیمه آن تعدیل می شود.
اما فروش اموال در صورتی اتفاق می افتد که مال اعم از منقول و غیرمنقول قابل تقسیم و تعدیل نباشد که در اینصورت اموال متوفی فروخته شده و بها(ثمن) آن بین وراث طبق قانون تقسیم می گردد.
تصدیق و دادخواست انحصار وراثت
در صورتی که وراث متوفی یا سایر اشخاص ذینفع بخواهند تصدیق انحصار وراثت تحصیل کنند درخواست نامه کتبی مشتمل بر نام و مشخصات درخواست کننده و متوفی و ورثه و اقامتگاه آنها و نسبت بین متوفی و وراث تنظیم نموده به دادگاه تسلیم می نماید.درخواست متقاضی یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشار یا محلی آگهی می شود و بعد از انقضای یک ماه از تاریخ نشر آگهی در صورتی که معترضی نبود دادگاه تمام ادله و اسناد درخواست کننده تصدیق را از برگ شناسنامه و گواهی گواه و غیره در نظر گرفته تصدیقی مشعر بر وراثت و تعیین عده ی وراث و نسبت آنها به متوفی صادر می نماید.
شرایط ارث بردن زوجین از یکدیگر
زوجینی که زوجیت آنها 1-دائمی بوده 2و -ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می برند.
بنابراین در نکاح منقطع ارث راه ندارد و شرط ارث بردن در نکاح منقطع نیز به دلیل تعارض با قواعد امری ارث باطل است و این شرط اجرا نمی گردد.
همچنین اگر همسر مسلمان پیش از مرگ او کافر شود از ارث محروم است.
هر یک از زوجین که زنده باشد فرض خود را می برد و این فرض عبارت است از :نصف ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه برای زوج و ثمن آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد.در این خصوص باید به این نکته اشاره کنم که فرزند باید متعلق به متوفی باشد و این ابهام وجود دارد که در بعضی از مواقع زوجه یا زوج بیان می نماید که فرزند برای من نیست بلکه برای متوفی هست پس من که فرزند ندارم سهم بیشتری می برم در صورتی که این اشتباه در فهم قانون است و طبق قانون اگر متوفی فرزند داشته باشد سهم زوج یا زوجه کسر می گردد هرچند که فرزند مشترک نباشد.
در صورتی که زوج چند زوجه داشته باشد سهم همه یک هشتم می باشد در صورتی که میت(زوج) اولاد داشته باشد.در صورت تعدد زوجات ؛ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه ی آنها بالسویه تقسیم می شود.
زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد لیکن زوجه فقط از اموال منقوله از هر قبیل که باشد و از قیمت ابنیه و اشجار در زمان پرداخت یا تقسیم ارث می برد.در صورت نبود هیچ وارث دیگری به غیر از زوج یا زوجه ؛شوهر تمام ترکه ی زن متوفات خود را می برد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ی ترکه ی شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 ق م خواهد بود.
ارث زوجین در صورت طلاق
اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه کند؛هر یک از آنها که قبل از انقضای عده بمیرد دیگری از او ارث می برد لیکن اگر فوت یکی از آنها بعد از انقضای عده بوده و یا طلاق باین باشد از یکدیگر ارث نمی برند.
اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد؛زوجه از او ارث می برد اگرچه طلاق باین باشد مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد.بیماری شوهر باید متصل به مرگ باشد تا زن بتواند از او ارث ببرد پس اگز مرد از آن مرض شفا یابد میراث زن منتفی است هرچند دوباره به همان مرض مبتلا شود و در نتیجه ی این ابتلاء ظرف یکسال بمیرد اما اگر ابتلاء مجدد از نظر پزشک قابل پیش بینی باشد زن ارث می برد.
اما هرگاه زن ظرف یکسال از تاریخ طلاق بمیرد شوهر از او ارث نمی برد.
راههای ارث بردن فرزند خوانده
فرزندخوانده به دلیل نداشتن رابطه نسبی با والدین خود از آنها ارث نمی برد اما راه کارهایی وجود دارد که والدین می توانند اموال خود را به فرزند خوانده ی خود منتقل نمایند و دیگر وراث نمی توانند مشکلی ایجاد نمایند یا ادعایی داشته باشند.
1-یکی از آن راهها این است که پدر یا مادر می توانند قبل از فوت خود وصیت نمایند و در وصیت نامه اشاره نمایند که تا یک سوم اموالشان که اختیار تصمیم گیری در آن را دارند به نام فرزندخوانده منتقل شود و یا 2- می توانند در زمانی که در قید حیات هستند تمام یا بخشی از اموالشان را به نام فرزند خوانده خود به صورت عقد هبه یا عقود دیگر منتقل نمایند و 3- همچنین می توانند در زمان حیات تمام یا بخشی از اموالشان را به نام فرزندخوانده خود صلح عمری نمایند تا بعد از فوتشان فرزندخوانده مالک و صاحب آن اموال بشود.
وکیل ارث
با توجه به تخصصی بودن مبحث ارث و تخصصی بودن محاسبات ارث هر یک از وراث باید از وکیل ارث متخصص مشورت گرفت تا به درستی میزان سهم الارث هر یک از وراث را تعیین نماید و مهمترین مسئله بعد از فوت هر شخص تعیین وراث و دریافت گواهی انحصار وراثت می باشد که با وجود جزییات دعوا بهتر است از وکیل ارث استفاده شود همچنین در خیلی از موارد جهت تقسیم اموال مورث و متوفی بین ورثه اختلاف به وجود می آید که در این صورت با داشتن وکیل ارث متخصص می توان دعوای فروش و تقسیم ترکه را مطرح نمود تا هر یک از وراث به درستی به حق خود برسند و اختلافات پایان پذیرد.

